یکهو

 

  هواپيمايي كه خودش را به آسمان زد

  كشتي اي كه خودش را به دريا

  اتوموبيلي كه خودش رابه خيابان

  خودم را به آينه مي زنم

  خودم را به لباسهايم

  به كتابها

  خودم را به خيلي چيزها مي زنم

  خودم را به اداره مي زنم

  به ميزم

  خودم را به امضايم مي زنم

  وهنوز

  بوسه بيكار است

  تلفن بيكار است

  آدرس يبكار است

  اداره بيكار است

  خودم را به هرچه بزنم آمار بيكاري را بالا برده ام

  حالا تو فكر كن خسته ام مي كني

  من فكر كنم تو تنهاييم را رعايت مي كني

  و هي آمار بيكارها بالا مي رود

  بايد نامه اي به مادرت بنويسم

  بايد به حالت اشتغال كمك كند

  من بايد سفارش شوم لطفا"

  وگر نه

  مي افتم روي   B .B .C

 C.N.N   نشا نم مي دهد

  من به شخصه گروهكم

  من اصلا" با لقوه منفجره ام

  مي توانم تلفن ها را بجوم

  آدرسها را اشغال كنم

  و باعث شوم اداره غيبت كند ...

 

  بايد نامه اي به مادرت بنويسم

  اينطوري هواپيماها يواش مي افتند

  يا كشتي ها در اعماق كم

  و اتوموبيل ها زخمهاي سطحي بر دارند . . .

 

  دارم مي گويم خودم را به يك چيزي مي زنم

  يكهو .